[اتفاقای روزانه] | نوشته شده در پنجشنبه, ۱۳ مرداد ۱۴۰۱، ۰۴:۲۴ ب.ظ توسط مهدی زبیدی | ۲ نظر

خب خب خب
بعد مدت ها دوری از بیان و بلاگ اومدم یه شرح حالی بدم از خودم که بمونه به یادگار، حداقل تا وقتی بیان سرپاست! شایدم بعدا این مطالبو منتقل کردم به سرویس دیگه ای، کی میدونه؟ ولی خب خوبه، یکم بنویسیم ببینیم به کجا رسیدیم این مدت.
خب علت اصلی دور بودنم از نوشتن میتونه همین سکون بیان باشه، که عملا هیچ حرکتی از سمتش نمیبینم و این باعث میشه حس کنم نوشتن توی این بستر شاید خیلی مفید نباشه از طرفی اگه دیده باشید پست های اخیر رو یه سری مطالب اصلی محتوایی رو به ویرگول منتقل کردم و پست های محتوایی یا حالا گاها آموزشی (احتمالا در آینده) رو بردم سمت اون بستر ولی خب اونم پلتفرم مورد علاقه من برای نشر محتوا نیست. خیلی دلم میخواست همین بیان یه تکونی بخوره انگیزه مضاعفی بشه برای نوشتن که خب.....

[نظری بر فیلم] | نوشته شده در دوشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۰۲:۳۶ ب.ظ توسط مهدی زبیدی | ۰ نظر

شاید زمان زیادی از نگارش نقد روی یک فیلم سینمایی برای من گذشته باشه، هرچند با کمی ادبیات متفاوت! ولی خب بعد مدت ها تصمیم گرفتم هر از چندگاهی روی فیلم هایی که حس میکنم نیازه حرفی راجع بهشون بزنم نقد که نه ولی متنی بنویسم و نظر خودم رو بیان کنم. از همین ابتدا بگم که سینما برای من عنصر مهمی توی زندگیه و من همیشه برای چشم های خودم ارزش قائل شدم. نه سعی کردم به خاطر تشویق و جوّ موجود از یک فیلمی خوشم بیاد نه بی جهت به خاطر همون جو های رسانه ای، از فیلمی تمجید کردم. فیلم Doctor Strange in the Multiverse of Madness هم دقیقا از همون فیلم هاییه که از نظر رسانه ای بشدت درحال پرموته (مثل الباقی آثار دنیای مارول) و با توجه به اسپویل های درست و غلط موجود توی شبکه های مجازی تصمیم گرفتم به جای صبر کردن نسخه پرده ای فیلم رو دانلود و تماشا کنم.

[متفرقه] | نوشته شده در جمعه, ۹ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۱۱:۳۵ ق.ظ توسط مهدی زبیدی | ۰ نظر

امروز بعد مدت ها ترجیح دادم عوض یه روند روتینی که توی کار و حتی پلی دادنم داشتم، برگردم به ریشه ها و یه گیم ایندی معروف رو تجربه کنم. خیلی وقت بود که اسم Dead Cells و تعریف هایی که ازش میشد اینور و اونور به چشمم میخورد ولی هیچوقت نیت نکرده بودم تجربش کنم. روم به دیوار درواقع بعد اضافه شدن قابلیت نو بیلد توی فورتنایت میخواستم ببینم میتونم دلمو با گیمش صاف کنم یا نه که با تشکر از دو تا سایت معروف و خوب ایرانی که اسمشو نمیگم، هر دو بار فایل های بک آپ مشکل داشتن. این بین دیگه گفتم خب حالا که نت نامحدوده و تایم هم داره میره بذار اینم دان کنیم. یعنی فورتنایت و الباقی برن خجالت بکشن که یه همچین گیمی تونست انقدر بهم بچسبه.

[اتفاقای روزانه] | نوشته شده در دوشنبه, ۲۹ فروردين ۱۴۰۱، ۰۸:۱۴ ق.ظ توسط مهدی زبیدی | ۰ نظر

دوباره برگشتم سر کارام. یه مدت لینوکس بودم، حال داد و خوش گذشت ولی خب به دلایلی برگشتم ویندوز... دلایلی که مستقیما مربوط به کارم میشدن و نمیتونستم از دستشون بدم و این یه فکر میسازه: هر انتخابی تاوانی داره و اون انتخاب رو باید به نسبت چیزایی که بدست میاری در قبال چیزایی که از دست میدی سنجید. اینکه واقعا انتخاب من ارزش چیزایی که از دست میدم رو داره؟ و مهم تر از اون میتونم باهاش کنار بیام؟