۳ مطلب با موضوع «اتفاقای روزانه» ثبت شده است.
[اتفاقای روزانه] | نوشته شده در دوشنبه, ۲۹ فروردين ۱۴۰۱، ۰۸:۱۴ ق.ظ توسط مهدی زبیدی | ۰ نظر

دوباره برگشتم سر کارام. یه مدت لینوکس بودم، حال داد و خوش گذشت ولی خب به دلایلی برگشتم ویندوز... دلایلی که مستقیما مربوط به کارم میشدن و نمیتونستم از دستشون بدم و این یه فکر میسازه: هر انتخابی تاوانی داره و اون انتخاب رو باید به نسبت چیزایی که بدست میاری در قبال چیزایی که از دست میدی سنجید. اینکه واقعا انتخاب من ارزش چیزایی که از دست میدم رو داره؟ و مهم تر از اون میتونم باهاش کنار بیام؟

[اتفاقای روزانه] | نوشته شده در شنبه, ۳۰ بهمن ۱۴۰۰، ۱۱:۱۱ ب.ظ توسط مهدی زبیدی | ۱ نظر

تصمیمم به کجا کشیده شده؟ کار درستی کردم که فعلا برای رفتن به تهران عجله نکردم؟ قطعا! چرا واقعا باید کلی هزینه رفت و آمد و خورد و خوراک توی یه شهر غریب رو بکنم وقتی که یه دانشگاه مشابه هم توی شهر خودم هست و رشته ای که قراره بخونم رو داره؟ اونم رشته ای که از نظر مدرک قرار نیست کارایی داشته باشه و صرفا زمانیه که میخرم برای اینکه ببینم در آینده قراره برام چی رقم بخوره.

[اتفاقای روزانه] | نوشته شده در سه شنبه, ۲۶ بهمن ۱۴۰۰، ۱۰:۰۳ ب.ظ توسط مهدی زبیدی | ۰ نظر

بعد مدت زیادی راکد بودن، این چندوقته تصمیم گرفتم بیشتر بیرون برم و کارای عقب افتاده رو انجام بدم. نمیدونم چرا این راکد بودنه غیر از حسای بد مختلف منو آروم آروم میبره سمت ترسو بودن! خیلی عجیب از همه چی میترسم حتی از اینکه برم بسته رو از پستچی تحویل بگیرم! البته ترس؟ بیا بگیم اجتماع زدگی... یا همون حس بدی که به آدم دست میده وقتی با کسی که دوستش نداره همکلام میشه...انزجار؟ نمیدونم...

در کل دارم سعی میکنم یکم ازش دور بشم. یکم ورزش کنم و کارهای فیزیکی مختلف انجام بدم بلکه راه ذهنم برای کارای مهم تر باز بشه. نمیدونم چقدر میتونه کمک کننده باشه ولی خب، احتمالا باشهsmileyyes